محمد قنبرى
319
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
پيدا كرده و اين مطلب را در آنجا ديده است . راشحه نوزدهم : بحث دربارهء محمد بن اسماعيل است كه از فضل بن شادان روايت كرده است . راشحه بيستم : بحث از تفاوت مشيخه و مشيخه و شيخه و شيخه و شيخان و شيخان مىباشد . « 1 » راشحه بيست و يكم : در اين راشحه ، سخن دربارهء محمد بن احمد علوى است كه از ابى هاشم جعفرى روايت كرده است . راشحه بيست و دوم : در اين راشحه به بحث از اعمش كوفى ( كسى كه شيعه و سنى او را به عنوان يك فرد ثقه مىشناسند ) پرداختهاند ؛ ولى در كتب رجال ، بحث دربارهء او مسكوت گذاشته شده است . راشحه بيست و سوم : بحث دربارهء حسين بن على بن سفيان بن خالد بن سفيان ( معروف به ابو عبداللَّه البزوفرى ) است . راشحه بيست و چهارم : در اين راشحه ، واژههاى سعى ، غى و رشد معنا مىشود . راشحه بيست و پنجم : تحقيق دربارهء سويد بن قيس و ذو اليدين و ذو الثديه مىباشد . راشحه بيست و ششم : بحث دربارهء ابن سنان است كه بين ابوعبداللَّه محمد بن خالد برقى و اسماعيل بن جابر واقع شده است . نظر ميرداماد اين است كه اين شخص ، محمد بن سنان است كه مشهور ، عدم وثاقت اوست ؛ نه عبداللَّه بن سنان كه وثاقت او اتفاقى است . چون برقى و محمد بن سنان در يك طبقه هستند و هر دو از اصحاب امام رضا عليه السلام هستند ؛ ولى عبداللَّه بن سنان از اصحاب امام صادق عليه السلام است . راشحه بيست و هفتم : بحث در ضابطههاى « نسبت » و موارد اختلاف آنهاست ،
--> ( 1 ) . مشيخه جمع شيخ مىباشد ، نظير شيوخ و اشياخ و مشايخ ؛ ولى مطرّزى گفته است كه اسم جمع است و مشايخ هم جمعش مىباشد ؛ اما مشيخه اسم مكان است و جايگاه ذكر شيوخ . شيخه يعنى پيرى و شيخه يعنى پير زن . شيخان تثنيه شيخ مىباشد و شيخان اسم محلى در مدينه است .